سلام
دوستای گلم حالتون چطوره؟
من که اصلا خوب نیستم
مادر شوهرم فوت کرد رفت و غصه رو توی دل ما گذاشت
دارم میمیرم نفس کشیدن واسم سخت شده دیگه خونه بدون او صفایی نداره
من فقط دو سه ماه باهاش بودم خیلی خانم خوبی بود خوشحال بودم که مادر شوهر گل مهربونی دارم اما خدا
ازم گرفتش بیچاره پدر شوهرم چقدر تنها شده وقتی پدر شوهرم و شوهرمو میبینم جیگرم آتیش میگیره
مجتبی جونم دیگه اون مجتبی سابق نسیت ساکت ساکت شده
خیلی زود از کنارمون رفت آرزو زیاد داشت بزرگترین آرزوش عروسی یه دونه پسرش بود اما نموند تا ببینه
نوروز جشن عقدم بود قرار بود همه برای جشن دوره هم جمع بشیم خونشون پر از شادی بشه اما حالا
واسه سوگواریش همه دوره هم هستیم با غصه و گریه
نه عروسی پسرشو دید نه عروسی دختر کوچیکش
آرزو به دل رفت
دارم از غصه میمیرم